فان جوان
  • کد مطلب : 14722
  • تاریخ انتشار : ۳۰ - ۱۰ - ۱۳۹۶
  • دیدگاه : 0
  • من پسر تمام مادران زمینم (هیوا مسیح)

    من پسر تمام مادران زمینم (هیوا مسیح)

    من پسر تمام مادران زمینم (هیوا مسیح)

    من پسر تمام مادران زمینم (هیوا مسیح)

    من پسر تمام مادران زمینم (هیوا مسیح)
    من پسر تمام مادران زمینم (هیوا مسیح)
     من پسر تمام مادران زمینم (هیوا مسیح) اشعار زیبای هیوا مسیح هیوا مسیح متولد سال ۱۳۴۴ سراینده شعر سپید است و علاوه بر عرصه شعر در زمینه‌‌های نویسندگی، روزنامه‌نگاری، نقد سینما، عکاسی، تئاتر، مجسمه‌سازی و نقاشی نیز فعالیت دارد. او با انتشار کتاب «من از دنیای بی کودک می‌ترسم» شیوه ادبی جدیدی را که ...

    

    من پسر تمام مادران زمینم (هیوا مسیح)

    اشعار جدید هیوا مسیح, من پسر تمام مادران زمینم

    اشعار زیبای هیوا مسیح

    هیوا مسیح متولد سال ۱۳۴۴ سراینده شعر سپید است و علاوه بر عرصه شعر در زمینه‌‌های نویسندگی، روزنامه‌نگاری، نقد سینما، عکاسی، تئاتر، مجسمه‌سازی و نقاشی نیز فعالیت دارد. او با انتشار کتاب «من از دنیای بی کودک می‌ترسم» شیوه ادبی جدیدی را که آمیزه‌ای از شعر و نثر ادبی بود معرفی کرد. هیوا مسیح شاعری است که با آمیختن شعر و نثر شیوه ادبی جدیدی را در ادبیات فارسی پایه‌گذاری کرد. 

     

    آینه ی روبروی من از یاد نمی رود

    کجای باید از تماشا برخیزم

    و سایه ی دورترین درخت جهان را

    به تهی خانه های تا دوردست آسمان

    بیاورم ؟

    کجا باید از تماشا برخیزم ؟

    چه قدر درخت ، در همیشه ی ایندشت ها تنهاست

    چه قدر راه ، مرا تا مردمان پراکنده برد

    تقصیر جاده هاست

    که مردمان پراکنده دورند

    تقصیر چشمه هاست

    که مردمان پراکنده دور می میرند

    مردمان آن سوی نمی دانم کی باران ریز

    مردمان این سوی نمی دانم کی آفتاب در

    مردمانی که چه قدر سکوت کردند و آنها فقط سکوت کردند

    حالا به زیارت تنهاترین درخت جهان می روم

    من به شیوه پدر

    با گام های مقدس به راه افتادم

    و حالا چه قدر نزدیک زیارتم

    و حالا چه قدربه سایه ی تنهاترین درخت شهید می رسم

    که سکوت

    مادران زمین را تاب آورده است

    من به سکوت تمام مادرانی می روم

    که جاده های بی آمدن

    تا چشم های خیسشان رفته است

    من پسر تمام مادران زمینم

    که در تکرار راه

    دورترین جاده ها را بیدار می کنم

    و حالای چشم انتظاری مادران نقاب و باد در پیراهن

    کنار لمس جنوبی ترین

    لیموی تر

    برای تمام آن سالها سکوت

    حرف جاده های نرفته را آورده ام

    و حالا چه قدر دلم پر از گرفتن است

    برای تمام سکوت مادران

    که پشت پرچین روسری های پرگره مردند

    چه قدر دلم پر است

    آینه ی روبروی من از یاد می رود ؟

    دارم چه قدر افشا می شوم

    سکوت مادران

    زمین

    تقصیر نرفتن و تکرار آینه ای است

    که روبروی من

    آینه پر از حرف جاده های نرفته

    آینه پر از تماشای جهان است

    حالا که به شیوه پدر

    به راه آفتاب در آمدم

    تقصیر آینه هاست

    که مردمان پراکنده دور می میرند

    هیوا مسیح

     

    گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته

    

    , , , ,
    ارسال نظر

    خبرنامه سایت
    برای عضویت در خبرنامه ایمیل خود را بدون www در کادر زیر وارد کنید و روی عضویت کلیک کنید.
    ما هرگز ایمیل شما را اسپم نخواهیم کرد .
    تبلیغات بنری
  • تبلیغات
  • جدیدترین مطالب سایت
    پربازدیدترین مطالب
  • روزانه
  • هفتگی
  • ماهانه
  • کلیه حقوق مادی و معنوی این اثر برای سایت تفریحی محفوظ می باشد .

    تهیه و تولید : پارس وی پی

    طراحی سایت سئو